مرتضى مطهري
256
يادداشتهاى استاد مطهرى ( فارسي )
اسلام و مقتضيات زمان : مقدمتاً بايد بگوييم كه مسئلهء اسلام و مقتضيات زمان يا به عبارت ديگر اصل تطور و تكامل قوانين كه به شكلهاى مختلف از طرف دسته هاى مختلف عنوان مىشود ، اين سؤال را به دنبال خود مىآورد كه آيا اين تحول در قوانين تا بىنهايت بايد پيش برود يا مرحلهء توقف و استقرار هم دارد ؟ سوسياليستها و طرفداران فلسفهء ماديت تاريخى اقتصادى كه اين مطلب را عنوان مىكنند - همچنان كه در ورقه هاى اسلام و سوسياليسم گفتهايم - بالاخره به نقطه اى مىرسند كه ناچار مىگويند حركت تاريخ متوقف مىشود و آن مرحلهء سوسياليسم و محو طبقات است . طرفداران حركت زمان و تمدن نيز دربارهء حقوق زن بالاخره خواهند رسيد به اين مقام كه : تساوى مطلق زن و مرد . اين پرسش پيش مىآيد : بعد از اين مرحله ديگر چه ؟ آيا مرحلهء توقف است يا مرحلهء ديگر پشت سر دارد ؟ آيا بعد از مساوات ، مرحلهء ديگر كه خروج از مساوات به نفع زن و حكومت مادرشاهى و پدر رعيتى [ است ] خواهد آمد يا نه ؟ بالاخره يك مرحله را بايد مرحلهء توقف و ايده آل فرض كرد . نمىتوان ايده آل را فقط حركت و تغيير دانست . اگر مرحله اى مرحلهء توقف هست همان است كه بايد نام آن را مرحلهء عدالت و فطرت دانست . ما اثبات مىكنيم آن مرحله همان است كه اسلام بيان كرده است . پس سخن در اين است كه آيا اسلام فقط يك حلقه از حلقات تاريخ را به عهده گرفته است يا آخرين مرحله را بيان كرده و توضيح داده است ؟ خاتميت ، بيان آخرين مرحلهء تطور است . بدون شك اسلام اصل تساوى حقوق زن و مرد را به مفهومى كه امروز عنوان مىكنند هرگز نمىپذيرد ( 1 ) ، تفاوتهايى در حقوق و در
--> ( 1 ) يعنى اولًا امروز تساوى را با تشابه يكى فرض مىكنند و اسلام حقوق متشابه قائل نيست ، و ثانياً اسلام اجمالًا به امتياز مرد در قوّت و حتى در استعدادهاى دماغى و ابتكار كه طبيعت به مرد داده اعتراف دارد : * ( و للرجال عليهن درجة .